سلااااااااام! بالاخره اومدم! این مدت واقعا چیزی نبود که آپ کنم!

و واقعا هم بعد از مساوی مقابل ویارئال حالم شدیدا گرفته شده بود!

به نظرم بارسا خیلی سخت میتونه لالیگا رو فتح کنه! خیلی سخت!

نه میخوام بد بین باشم و نه اعتمادم رو به تیم از دست دادم!

اما اینجا دیگه مسئله فقط بارسا نیست! رئال هم باید امتیاز از

دست بده! من به تیمم اعتماد دارم اما به امتیاز از دست دادن رئال

نه زیاد...

اما دوست دارم به همون روزنه های امیدی که باقی هست فکر کنم!

یه اتفاق میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه!

قبول جلو بودن رئال واسم سختههههههههه! عادت ندارم!

اما خبر اصلی که فکر کنم همتون دیگه شنیدینش...

پای داوید ویا همونطور که هممون حدس میزدیم زودتر از موعد داره

خوب میشه و حالا دکتراش گفتن که از 90 روز دیگه میتونه آروم

شروع به دویدن کنه!

هوریااااااااااااااا....(شکلک هورا باز نمیشد!!)

 من دیدم کسی رو که استخون پاش عملا

خورد شده بود اما وقتی دکترش گفت میتونی کامل راه بری بعد از

1 ماه کاملا خوب شد! این یعنی داوید نهایتا واسه 3 ماه دیگه

آماده است! هرچند سه ماه هم فقط گفتنش آسونه اما...

از 6 ماه بهتره!

اینم متن خبر...

-

این طور به نظر می رسد که روند بهبود داوید ویا زودتر از موعد پیش بینی شده به پیش می رود. او که در روز 19 دسامبر به دلیل شکستگی کاملا در استخوان قوزک پای چپش مورد عمل جراحی قرار گرفت، به خوبی روزهای بهبود را پشت سرمی گذارد

دراین عمل جراحی 6 پیچ در قوزک پای او جایگذاری شد تا بدین ترتیب پروسه جوش خوردن قوزک پایش بهتر و سریع تر طی شود و اکنون و بعد از طی زمان لازم، و انجام تمرینات مشخص از سوی ویا، زمان آن فرا رسیده بود تا این پیچ ها از پای او خارج شود.

ویا در روزهای ابتدایی با عصا راه می رفت و پزشکان روند بهبود او را زیر نظر گرفتند و درهمان روزهای ابتدایی رامون کوگات، جراح پای ویا و ریکارد پرونا، پزشک باشگاه بارسلونا پیش بینی کردند که بین 4 تا 5 هفته بعد از جراحی این پیچ ها از پای ویا خارج شود. از همین رو ویا روز گذشته به بیمارستان کئیرون رفت تا از شر این پیچ ها راحت شود.

چند روز پیش هم او برای بررسی اوضاع بخیه ها و شرایط اوضاع پایش به نزد پزشک جراحش رفته بود

گام بعدی ال گواخه، آغاز تمرینات بدنسازی زیر نظر فیزیوتراپ های باشگاه است تا تدریجا قوزک پای چپش توان خود را باز یابد.انتظار می رود که این مرحله یک ماه و نیم طول بکشد و بعد از آن ویا شروع به دویدن آهسته خواهد کرد.

من اینو دیروز نوشتم اما به خاطر اینکه ذخیره خودکار رو روشن کرده بودم چرکنویس موند :-( !!! دیگه ببخشید دیر شد! فهلا...


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 16 بهمن 1390
پنجشنبه 6 بهمن 1390  03:07 ب.ظ
توسط: سیاوش

واااااااااااااااای! هنوز باورم نمیشه سوت پایان بازی به صدا درومد!

تبرییییییییییییییییک.....

خیلی بازی جذاب و پرهیجانی بود! و البته با یه پایان خوش...

واقعا تا الان انقدر استرس رو احساس نکرده بودم!

نیمه اول هرچند رئال بازم خطرناک شروع کرد اما بارسا از هجومی

بازی کردن رئال نهایت استفاده رو برد و دوتا گل که واقعا دیدنی هم

بودن رو به ثمر رسوند! مخصوصا گل دنی که خاااااااارق العاده بود!

اما بارسا از دقیقه60 یه مقدار بازی رو ضعیف ادامه داد

و مورینیو هم به خوبی میدونست که شاید این اتفاق

 بیفته و بنزما رو به زمین آورد که به خوبی هم

جواب داد!

واقعا لحظه های پراضطرابی بود! از دقیقه 80 توپ که به رئال میرسید

من موهام رو تو دستم میگرفتم و (نخندید ها...) میرفتم پشت

پسرخالم و چشمامو میبستم تا موقعیت رفع شه!

قشنگ ترین ال کلاسیکویی که دیده بودم! پر از صحنه های دیدنی!

سووپر گل آلوس,شوت اوزیل و.... و از همه قشنگ تر تلاش و

دوندگی دو تیم توی 10 دقیقه پایانی...یکی برای خلق شگفتی و

اون یکی واسه دفاع از برتری! به قول دکتر صدر این از اون بازی هایی

بود که ارزش بیدار موندن تا ساعت 3 و خوابیدن سر کلاسای بدرد نخور

رو داشت! جدا بازی زیبایی بود! یه تبریک ویژه به رئالی ها بخاطر

اینکه بالاخره مربی "خاص" شون ترس رو کنار گذاشت!

بازی از هر لحاظ عالی بود!

وقتی بازی تموم شد انگار دنیا رو بهم دادن!

اما این یه زنگ خطر بود! بارسا باید پیشرفت کنه وگرنه این رئال

میتونه واسمون خطرناک شه! هرچند که تا وقتی پپ هست

من به عنوان یه هوادار با خیال راحت به صندلی تکیه میدم و

میگم "باید پیشرفت کرد"! و میدونم که مربی بهترین تصمیم هارو

میگیره!

هنوز که هنوزه قلبم پر از هیجانه بازی دیشبه!

هوراااااااااااااااااااااا.........

رئالی ها هم که مثه همیشه... داوری... بهونه خوبی واسه

فرار از باخت به نظر میاد!

بدترین خبرهای دیشب هم که مصدومیت های پایان ناپذیر بارسایی

هاست! اینی و الکسیس هم مصدوم شدن!

خدا این یه مدت رو به خیر کنه!

بازم تبریییییییییک.....

اینم یه چندتایی عکس! خیلی وقته عکس نذاشتم! ;-)

-

-

-

دست دادن مسی با قاتل... چیزه! په په صحنه جالبی رو رقم زد!

یه بازی جذاب و پر هیجان پر از برخورد و صحنه های دیدنی!

-

مصدومیت تلخ اینیستا

و تعویض با پدرو! پدرویی که واقعا خوب کار کرد...

و با اولین ضربه اش رو پاس مسی گل اول بارسا رو به ثمر رسوند!

-

-

گل دوم بارسا هم از راه رسید!

رقص دنی و آبیدال! مثه بازیه رفت!

-

یه مصدومیت دیگه....

 گل های رئال...

و نگرانی پپ... اما درنهایت موفق از زمین بیرون اومد!

مطمئنا برد بهتر بود! اما این ما هستیم که به نیمه نهایی رفتیم و این ارزش داره!


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 6 بهمن 1390
چهارشنبه 5 بهمن 1390  02:41 ب.ظ
توسط: سیاوش

امروز روز تولد ژاویه...

روز تولد بارسای نوین... شاید اگه بخوایم کل نوع و سبک بازی بارسا

رو تویه یه کلمه خلاصه کنیم اون کلمه "ژاوی" باشه!

شاید لقب بهترین بازیکن میانی کل تاریخ فوتبال لقب در مقابل 

اسم بزرگ اسطوره بارسا یعنی "ژاوی" خیلی کوچیک باشه!

چیز زیادی نمیتونم بگم! هرچی بیشتر بگم کمتر ژاوی رو توصیف میکنه!

پس به احترام مرد دوست داشتنی بارسا

ژاوی........

-

 بی شک وقتی یوهان کرویف، بازیکن بسیار محبوب آبی اناری ها پس از پنج فصل حضور درخشان قصد ترک این باشگاه را کرد می دانست دلبستگی هایش به باشگاه کاتالان او را روزی به بندر زیبای بارسلون باز خواهد گرداند.
عشق و علاقه ی فراوان هواداران بسیار متعصب کاتالان نسبت به او و دوراندیشی این فوتبالیست خوش فکر و مدرنیته ی هلندی سبب شد تا به توصیه او، آکادمی جوانان بارسلونا، لا ماسیا در۲۰ اکتبر۱۹۷۹ تأسیس گردد.
 جوزپ لوییس نونیز مدیر وقت بارسا به توانایی های کرویف جوان که در دل هواداران جای داشت ایمان آورده بود و برنامه های نابغه ی هلندی را در لاماسیا به اجرا گذاشت. برنامه هایی برای تکامل بخشیدن به توتال فوتبالی که خود آن را از مربی بزرگش، رینوس میشل آموخته بود. سال 1988 وقت رسیدن محصولات لاماسیا پس از نزدیک به یک دهه بود. به همین خاطر نونیز در آن سال کرویف را به عنوان سرمربی به باشگاه بارسلونا بازگرداند.
 اما در حالی که باشگاه با ستاره‌هایی چون روماریو، رونالد کومان، میشل لادروپ و هریستو استویچکوف تیمی رویایی داشت، مربی جوان، مدرسه ی فوتبالی که خود باعث احداثش شده بود را از یاد نبرد و ترکیبی از بازیکنان اسپانیایی چون خوزه ماری باکرو، جوزپ گواردیولا و تکسیکی بگیریستین را که در همان آکادمی رشد یافته بودند به زمین می فرستاد.
بازیکنانی که فلسفه ی فوتبالی جدیدی را که مبتنی بر پاس های کوتاه بسیار بود آموخته بودند و بدون داشتن نبوغ خارق العاده ای (مانند پله و مارادونا) فوتبالی مدرن و نوین را در مستطیل سبز به نمایش می گذاشتند. فوتبالی ساده، اما روان و رو به جلو که به تیکی تاکا شهرت یافت. مدیریت و کادر فنی بارسا بر این اصل معتقد بودند که اگر میل به جاودانگی دارند باید لاماسیا را دریابند و اینگونه شد که سِر بابی رابسون، رکساچ و لوئیس فان خال هم به عنوان سرمربی آبی اناری ها توجه ویژه ای به آن داشتند.
در این زمان اروپا در سلطه ی رئال مادرید (دشمن دیرینه)، میلان، بایرن مونیخ و منچستر قرار گرفته بود. ناُمیدی زمانی بر پروژه ی لاماسیا سایه افکند که در اوایل قرن جدید این تیم های تدافعی بودند که بیشتر به عناوین قهرمانی می رسیدند. از یونان 2004 در یورو تحت رهبری هاگل و ایتالیا با لیپی در جام جهانی 2006 گرفته تا باشگاه های میلان با آنجلوتی و لیورپولِ بنیتز. در همه ی این سال ها اما لاماسیا کار خود را می کرد و استعدادهای نوظهورش را یکی یکی به تیم اصلی روانه می ساخت تا اینکه توانست بهترین و کاملترین محصولش را بیابد.

 

 بالاخره در سال 1998 تیم محبوب کاتالان فرمانده ی تیکی تاکایش را یافت و درحالی که اروپا و جهان مشغول لذت بردن از هنرنمایی های زیزو، کان، بکهام، پیرلو و جرارد داخل زمین و فرگی، آنجلوتی، مورینیو و بنیتس روی نیمکت بودند جوان باهوش کاتالان روز به روز پیشرفت می کرد و کم کم به عنصری بی بدیل در دنیای فوتبال بدل گردید. متولد 25 ژانویه ی 1980 تراسا، گام های موفقیت را به سرعت می پیمود. در یازده سالگی کشف شد و پس از پرورش در لاماسیا و حضور در تیم جوانان در سن هفده سالگی به تیم ب بارسا راه یافت. اما به خاطر هوش بالا و خارق العاده اش خیلی زود به ترکیب تیم اصلی اضافه شد.
شروع راه سلطان پاس جهان اما در آغاز قرن بیست و یکم و با مصدومیت گواردیولای بزرگ آغاز شد. پس از آنکه او در زمان فان خال خود را اثبات کرد، ریکارد جایگاهش را در تیم شناخت و پس از گذراندن مصدومیت چند ماهه و طولانی مدتش با بالاترین سطح ممکن به میادین بازگشت. از آن پس شماره 6، بازیساز اصلی تیم به شمار می رفت چرا که در اوج شلوغی میانه ی میدان هم حاضر به اشتباه کردن و دور شدن از آنچه آموخته بود نمی شد و با ایمان کامل به فلسفه ی فوتبالی لاماسیا کارش را به بهترین شکل ممکن انجام می داد به طوریکه با سادگی خاصی که در نوع بازیش بود، همگان را محو تماشای آنچه تا لحظه ای قبل در ذهن داشت می نمود!
حضور پپ گواردیولای جوان که پایه ی اصلی تیکی تاکای کرویف بود بر روی نیمکت بارسا، مصادف شد با محوریت قرار دادن الماس برای ارائه و اجرای تیکی تاکای تکامل یافته. نقشه ها با رهبری او اجرا می شدند. آن قدر کاری که می خواست را انجام می داد تا به نتیجه برسند. او به واقع خود را وقف تیم کرده بود و چنان آرام بود که در سخت ترین لحظات بازی بهترین گزینه ی هم تیمی ها بود.
 نمایش های خیره کننده اش، پاس های بی مثالش، آمار فوق العاده ی پاس های صحیحش، دید و هوش بسیار بالایش، قدرت حفظ توپش حتی زیر پرس شدید بازیکنان مقابلش، بعلاوه ی آرامش و دقت در انجام تاکتیک های مورد نظر از او بازیکنی یگانه ساخته که رهبری ارکستر تیکی تاکای نوین بی شک با اوست. بازیکن فداکار و از خود گذشته ای که تیمش را به هر چه جام بوده رسانده (در باشگاهش بارسا لیگای اسپانیا 6 بار، کوپا دل ری، سوپر جام اسپانیا 5 بار، لیگ قهرمانان اروپا، سوپر کاپ اروپا، جام باشگاه های جهان و در تیم ملی اسپانیا قهرمان یورو و جام جهانی) اما در کمال تعجب حتی یک بار توپ طلا را نبرده!
شاید فیفا برای آنکه بتواند جایگاه چنین بازیکنی را ارج بنهد هنوز جایزه ای درخور برای نابغه ی پاس جهان ندارد. کسی که در یک بازی چهار گلِ، پاس هر چهار گل را می دهد و اگر اوساسونا را رقیب آن چنانی ندانیم، در یک ال کلاسیکوی 6 تایی هم 4 پاس گل می دهد شایسته ی تقدیری بیشتر از یک توپ طلاییست که بارها لیاقت دریافتش را داشته و به آن نرسیده. فیفا و البته یوفا می توانند جهت جبران جفایی که در حقش کرده اند دستور دهند در جشن تولد سی و دو سالگی همفری بوگارت فوتبال، مجسمه ی طلایی اش را بسازند تا هر ساله به بهترین پاسور فوتبال دنیا (پاسور نه به معنی کسی که بیشترین پاس گل را می دهد، بلکه کسی که بازیساز اصلی میانه ی میدان است.) تقدیم کنند!


 حالا لاماسیا دیگر لازم نیست فرمول های تازه ای برای بازیکن سازی آزمایش کند بلکه می تواند الگویی داشته باشد برای بازیکن سازی. از کرویف تا گواردیولا، آبی اناری ها از وجود او شادمانند. نسخه ی کامل و بی نقصی که با تولد او متولد شد و رویای ساختن تیمی رویایی را برآورده ساخت!
 25 ژانویه در تمام دنیا روز بارساست! در این روز هر بارسایی سربلند است چرا که به والاترین هدفش دست یافت. ساخت بازیکنی ناب با فلسفه ی خاص بارسایی در مکتب بارسلون. و امروز فوتبال، معنای حقیقیِ گروهی بودنش را مدیون وجود اوست. اسطوره ی آینده! روز تولد ژاوی هرناندز... بهترین بازیساز قرن! سلطان پاس جهان. 


  • آخرین ویرایش:جمعه 29 اردیبهشت 1391
دوشنبه 3 بهمن 1390  10:35 ب.ظ
توسط: سیاوش

سلاااام دوکسی ها....

خوفین؟ حتما خبر جدید رو شنیدین که پیرهن فصل 2012-2013 بارسا

هم معرفی شد! واسه همین من میخوام هم یه چندتایی عکس

از این پیرهن بزارم هم اینکه یه نگاهی به لباسای چند فصل اخیر

بارسا بندازم و نظر شما رو بدونم که کدوم پیرهن قشنگ تر بوده!

اول پیرهن جدید که امیدوارم تیممون باهاش کلی افتخار آفرینی کنه:

-

-

حالا چندتا عکس از پیرهنای فصل های گذشته:

2011-2012

2010-2011

79318319812239709542.jpg

2009-2010

2008-2009

2007-2008

و 2006-2007

جدا از قصیه برداشته شدن آرم unicef از روی سینه بازیکنا

نظر شخصی من اینه که پیرهنی که بارسا الان توی فصل

جاری میپوشه از همه لباس ها قشنگ تر و متفاوت تره!

نظر شما چیه؟


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 3 بهمن 1390

Website Widgets