ای سربازان در خون غلتیده ی کاتالان!
سلام دوستای خوبم! اومدم یه آپ کنم چون وب داشت هرروز بیشتر بازدید هاش کم میشد! (جمله بندی 20) اگه ساده است ببخشید! - چابی ارناندس یکی از کاپیتان های باشگاه بارسلونا و یکی از تاثیرگذارترین و سنگنین ترین مهره های رختکن این تیم است. او در کمال آرامش و درپایان رقابتهای این فصل لالیگا، به مروری برشرایط کنونی تیمش پرداخته. درحالی که بارسا خودش را برای فینال کوپا دل ری آماده می کند. متن گفتگوی چابی با روزنامه آ.اس را دراینجا مطالعه کنید: بارسلونا اخیرا تکان بزرگی خواهد خورد .ما در فینال جام حذفی هستیم و به این بازی فکر می کنیم،می دانیم که اتلتیک خیلی خوب بازی می کند وفصل خوبی را پشت سرگذاشته.هفته ای غیرعادی را پیش رو داریم.ما برروی این بازی قرار داده ایم ومی خواهیم رقابتهای این فصل رابافتح یک جام به پایان ببریم بارسلونایی ها باهم متحدند؟ ما از هر لحاظ با هم متحدیم. در میان تمام آرامشی که ما بارسلونایی ها داریم، جدایی پپ گواردیولا، تنها اتفاق غیر عادی و غیرطبیعی تیم ما بوده است. جابه جایی مربیان تیم و کنار رفتن پپ و روی کار آمدن تیتو را چطور می بینی؟ پپ گفته بود که می رود و در ادامه ، تیتو روی کار خواهد آمد. چرخ دنده های تیم به همان ترتیب به چرخش درخواهند آمد. باز هم تاکید می کنم؛ الان زمان مناسبی برای صحبت کردن درمورد فصل اینده نیست. ما یک بازی فینال را پیش رو داریم. همه ما باید نهایت تلاشمان را بکنیم و با جان و دل در این فینال به میدان برویم. در رختکن تیم ما، جو خیلی خوبی حکمفرماست. به نظرت تیتو ویلانووا، آمادگی در دست گرفتن هدایت بارسا را دارد؟ او توانایی اش را دارد. تیتو دیدگاه خیلی خوبی نسبت به فوتبال دارد و کاملا فلسفه فوتبال خانگی بارسلونا را درک می کند. او آماده تر از آماده است. البته تیتو هنوز مربی اصلی تیم ما نشده است. او در کمال آرامش، آرام و خونسرد است. این کم تکان ترین وکم حاشیه ترین تغییر ممکن بود. مطمئنا اوضاع تیم خیلی خوب پیش خواهد رفت. تو یکی از کسانی هستی که فکر می کردی که پپ با بارسا خواهد ماند. راستش را بخواهید این خبر برای من هم واقعا تعجب آور بود. الان فقط باید از پپ به خاطر تمام زحمت هایی که برای تک تک ما کشید تشکر کرد. او مراسم بزرگداشت و خداحافظی خوب و مملو از احساساتی در نوکمپ داشت. اوضاع فیزیکی خودت چطور است؟ دیگر احساس ناراحتی نمی کنم. الان دو هفته ای است که پا به توپ شده ام و ناحیه مصدوم پایم بهبود پیدا کرده. انگیزه های زیادی برای رقابت کردن دارم و می خواهم که در فینال جام حذفی به قهرمانی برسیم.می خواهم در بارسلونا و در تیم ملی موفق باشم.
دیشب نو کمپ حال و هوای دیگری داشت . شاهد جشن باشکوهی برای مردی بود که چهار سال برای باشگاه و شهرش افتخار آفرید تا از او بعنوان پرافتخار ترین مربی دوران یاد شود .او کاری را کرد که تاریخ بارسا را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد شاید کمتر پیش آمده که در وداع با مربی که تنها چهار سال سکان تیمی را در اختیار داشته ، چنین مراسم باشکوهی گرفته شود مراسمی بسان قهرمانی در لالیگا یا چمپیونز لیگ یا حتی بزرگتر از آن .همه از کوچک و بزرگ نوشته ایی در دست داشتند که بنوعی در تکریم و سپاس از مرد پر احساس و پر عاطفه کاتالانی بود بعد از حرفهای پپ ، بازیکنان به رسم جشن های پس از قهرمانی او را به هوا پرتاب کردند و دست آخر در زمان رفتنش به رختکن به پاس احترام و زحماتش مانند قهرمانان ، تونلی را در دو طرف او بستند پپ با همان پاهای پرانتزی اش رفت و رفت و رفت تا گم شد در همان نیمه شب غم انگیز دیشب .گفته بود خسته است و میخواهد ضمن استراحت به کارهای مهمتری نسبت به فوتبال بپردازد اما خوب میداند برای او و خیلی های دیگر مهمترین چیز این زندگی و دنیا فوتبال است که اگر همین فوتبال نبود تمام دنیا به ذره ایی نمی ارزید .چهار روز که استراحت کند و کمی سر فرم آید باز دلتنگی هایش برای بارسا و بچه ها شروع میشود حالا خیلی سخت است که صبح بیدار شود و بداند قرار نیست سر تمرین برود قرار نیست مسی و چابی و اینستا را از نزدیک ببیند و کمی سر به سر پویول و پیکه بگذارد و پدرو را در آغوش بگیرد و قرار نیست........پپ میدانی دنیا خیلی سخت میشود.... خیلی سخت....... تمام روزای قشنگی که با پپ توی نوکمپ داشتیم حالا فقط یه خاطره اند! دوستت داریم پپ... دوست دارم بازم این یه تیکه رو بنویسم! و هزار بار بخونمش و دیگه هیچی نگم! چهار روز که استراحت کند و کمی سر فرم آید باز دلتنگی هایش برای بارسا و بچه ها شروع میشود حالا خیلی سخت است که صبح بیدار شود و بداند قرار نیست سر تمرین برود قرار نیست مسی و چابی و اینستا را از نزدیک ببیند و کمی سر به سر پویول و پیکه بگذارد و پدرو را در آغوش بگیرد و قرار نیست........پپ میدانی دنیا خیلی سخت میشود.... خیلی سخت....... - - - - - -










...پایانی بر چهار سال استثنایی با پپ! مردی که تا ابد از او یاد خواهد شد... همانگونه که از کرویف... و بعدها وقتی بارسا اوج دوباره ی گرفت با بارسای این دوره مقایسه میشود! همانگونه که بارسای پپ با "تیم رویایی" کرویف... و مطمئنا اگر روزی مربی جوانی بدون تجربه ای بزرگ پای به عرصه نهاد فقط کسانی میتوانند به او اعتماد کنند که پپ را به خاطر میاورند...پپ که شاید روزی به او اعتماد نکرده بودند! اما او در این چهار سال کاری کرد تا هزاران مقاله برای رفتنش نوشته شود و هزاران قلب شکسته و هزاران اشک جاری... این فقط پایان پپ با بارساست و پایان نمایش چشم نوازی که بوی فوتبال میداد... بوی ناب فوتبالی که هر قلبی را مجذوب خود میکرد! و پایان حضور مردی که با شخصیت فوق العاده و شیک پوشی ویژه ی خود کاری کرد که امروز هزاران نفر کلمات را وادار به بیان احساساتشان کردند... هرچند که احساسات فوتبالی کسی که عاشق پپ و تیمش بود هرگز در کلمات نمیگنجند! این هرگز نه پایان فوتبال است و نه پایان بارسا و نه حتی پایان فوتبال زیبا.... اما مطمئنا مربی بعدی هرکه باشد(تیتو ویلانووا) و باهر سبکی فوتبال بازی کند و هرنمایشی که ارائه بدهد بازهم نمیتواند جایگاه پپ را در خاطر و قلب هواداران این بارسا را بگیرد... هرکجا که برود برایش آرزوی موفقیت خواهیم کرد... هرچند که موفقیت پیوند عظیمی با نام پپ خورده است... و هرگز پپ از خاطرات فوتبالی نسل ما خارج نخواهد شد! نسلی که چقدر خوشبخت بود که میتوانست بازی های بارسای پپ را ببیند و از لذت لبریز شود... آری... پپ را به خاطر میسپاریم... نه فقط به خاطر 13(یا14) جامی که کسب کرد... به خاطر شخصیتی که داشت و آنرا به تیم القا کرد تا دوست داشتنی ترین تیم ممکن را بسازد... پپ و شخصیت و سبک فوتبالی اش هرگز از ذهنمان پاک نخواهند شد! شاید تا پاسخی داشته باشیم برای فرزندانمان... روزی که بپرسند... "مگه پپ و بارسای پپ چکار میکردند.....؟" خداحافظ مرد همیشه دوست داشتنی و همیشه برنده... خداحافظ عاشق زیبایی ، قاتل مادرید ، فاتح قهرمانی.... خداحافظ پپ... دوستت خواهیم داشت...
سلام! تو آپای قبلی یادمه همیشه بعد از سلام میپرسیدم خوبین؟ اما الان..... بارسا باخت... به قول مهتا هتریک کرد تو نتیجه نگرفتن... سه روز سیاهی که حالا حالا ها تو خاطر هممون میمونه! راستش تو این 3.4 سالی که فوتبال رو جدی دنبال میکنم تا الان که همه چیز از دست رفته طعم ناکامی رو نچشیده بودم! همیشه هم با اسپانیا و بارسا به همه ی اون چیزی که رویا های هر هواداری بود رسیده بودم! اونایی که چندین سال فوتبال میدیدن میگفتن که بالاخره عصر این فوتبالم به پایان میرسه! تجربه نداشتم... هرچند میدونستم که حقیقت داره اما دوست نداشتم باور کنم! حالا این حقیقت رو به روی همه ی ماها وایساده! لمس اش میکنیم! پایان عصرطلایی... تلخ... چقدر هم تلخ... عصر این بارسای رویایی هم به پایان رسید... به قول مقاله ی سایت گل آمیزه ای بود از هنر و ورزش... بارسا همه ی چیزی بود که از فوتبال میخواستیم... شاید همه از گل زدن یا حرکت های تکنیکی سر ذوق میومدن... اما گاهی زیبایی پاسکاری های بارسا چنان شوق رو تو وجودم به وجود میاورد که انگار زیبا ترین گل دنیا به ثمر رسیده... این حس تو فینال ومبلی به اوج خودش رسید! یادم نمیره هیچوقت... گاهی موقع تماشای بارسا انگار داشتی به یه اثر هنری یه نقاش فوق العاده نگاه میکردی! این ذات فوتباله... حالا فوتبالی که از داشتن بارسا به خودش میبالید و تعریف دیگه ای از خودش پیدا کرده بود روی خشن و بی رحمش رو به بارسا نشون داد... به قول پپ:زیبایی این ورزش اینه! یا به قول تورس که میگه "فوتبال همینه و همیشه تیمی که بهتر و زیبا تر بازی میکنه نمیبره! بازی ما زیبا نبود اما تنها سلاح ما همین بود" و چه سلاح کثیفی هم بود! ماهایی که تا الان با بارسا خندیدیم یا از شوق گریه کردیم دیشب بعد از گل تورس معنی گریه ی غم رو هم تو فوتبال چشیدیم! معنی از دست رفتن یکباره ی همه چیز... هم لالیگایی که متاسفانه امید به فتح اش دوباره به وجود اومده بود و هم لیگ قهرمانانی که رویای پایان ناکامی های بارسا بود... بارسا شاید بازی سوم رو توی بازی های قبل باخته بود! جایی که روحیه و توان جسمی بازیکنا تحلیل رفته بود! حالا فقط دارم فکر میکنم کی میخواد پپ رو متقاعد کنه واسه موندن! کی میخواد تیم رو دوباره به خودباوری برسونه! کی میخواد مسی رو دوباره همون مسیه شاداب کنه؟ ای کاش مسی پیش ما بود تا وقتی سرش رو توی پیرهنش کرده بود و گریه میکرد بهش بگیم تو همونی بودی رویا های همه ی هوادارا رو به ارمغان آوردی! حافظه مون اونقدر ضعیف نیست تا آتیش بازی هاتو تو برنابئو و ومبلی که همه چیزو یکجا واسمون به ارمغان آورد رو از یاد ببریم! حتی اگه تمام مسئولیت باخت رو به گردن خراب کردن اون پنالتی بندازیم بازم تو انقدر افتخار ساختی که امروز چیزایی داشته باشی که سرتو پایین نگیری... سرتو بالا بگیر پسر... ای کاش تیم اینجا بود تا میگفتیم با چندتا برد طرفدار بارسا نشدیم که با چندتا باخت ازش دل بکنیم! بارسا هنوزم واسه ی هممون فراتر از یک باشگاهه! یا ای کاش پپ اینجا بود تا بهش میگفتیم تو همون کسی هستی که به رویاساز معروف بودی.... کسب 13 جام تو سه سال انقدر فوق العاده هست که اگه امسال حتی یه جام رو هم نگیری بازم بتونی تو تاریخ باشگاه واسه همیشه پایدار باشی! خسته بودی ، حتی اگر نشان نمیدادی ، چشمانت گواهی بودند چشمان آدمها هرگز دروغ نمیگویند .شاید کمی آرامش و استراحت کمکی باشد اما رفتنت از بارسا بچه های لامااسیا را یتیم خواهد کرد .هیچ دایه ایی مهربان تر از مادر نخواهد شد .دیگر کسی آنها را به بازی نخواهد گرفت.ماندنت برای تیم معنایی را میدهد که رفتنت را بی معنا میکند اگر از خستگی و دلتنگی های این روزهای بی مرام سری به سانتا پدور و به خانه پدری زدی ، دن خوان همسایه را اگر دیدی شعری در وصف حال اینروزهایت از لورکا برایت خواهد خواند " من که رام کننده ستاره های تاریک ام راه خود را پی میگیرم تا آن دم که همه عالم از کوچه باریک کبود به قلب من در نشیند.... - بارسا حذف شد اما بارسا هنوز زنده است! زیرا فلسفه آنها همچنان زنده و پویاست! فلسفه آزادی و رهایی مردنی نیست... آزادی هرگز نخواهد مرد... زنده باد بارسا... - - 


سلااااااام به همه بروبچ بارسایی! حالتون خوبه؟ امیدوارم دیگه به ال کلاسیکو فکر نکنید و فقط متمرکز باشید روی بازی برگشت نیمه نهایی لیگ قهرمانان! جایی که آخرین امید بارسا به چالش کشیده میشه! و مطمئنم که بارسا از زیر فشار این چالش هم به خوبی بیرون میاد! ال رو فدای این بازی کردیم! پس این رو میگیریم تا بلیط پرواز به مونیخ واسه تیم صادر بشه! این آخرین فرصته تا هم فصل به خوبی پشت سر گذاشته شه و هم شاید شاهد یه ال دیگه تو فینال بودیم! جایی که میتونیم انتقام بازی لالیگا رو بگیریم تا دیگه همه چیز عااااالی شه! اما همه ی این رویاهایی که زیاد هم دور نیستن از برد امشب شروع میشه! پس به امید برد بارساااااااا.... پیش بینی من: 3-1! چند وقتیه عکس نذاشتم! امیدوارم از عکس ها لذت ببرید! - - - - - راستی کسی دقیقا چیزی در مورد کتابی که تو عکس پایین هست میدونه؟ - - - امیدوارم آپ خوبی بوده باشه! فهلا...








سلاااااااااااااااااااام به همه بارسایی های دوست داشتنی و دوست های همیشگی خودم! بزارید اول به رئالی ها بابت قهرمانیشون تو لالیگا که بالاخره با فتح ال کلاسیکو هم همراه شد رو تبریک بگم! دیشب واسه اولین بار رئال تونست بارسا رو از لحاظ تاکتیکی شکست بده و البته اصلا نیمتونیم نبود بازیکنای اصلی مثل الکسیس و فابی رو کم اثر بدونیم! همه دیدند که وقتی اومدن به دقیقه نکشید که گل بارسا به ثمر رسید! اما پپ عاقلانه کار کرد و نگه شون داشت واسه بازی سختی که سه شنبه مقابل چلسی داریم! شاید حتی اگه بازی دیشب تمام بازیکنا به خودشون فشار میاوردن و بازی رو می بردیم بازم رئال فاتح لالیگا میشد اما در عوض لیگ قهرمانان خیلی از دستمون دور میشد! به هرحال بازیکنا این فشارو نیاوردن و اون پرس شدید بعد از دست دادن توپ که همه میدونن یکی از اصلی ترین کارهای مهم توی تاکتیک بارساست به اندازه لازم شکل نگرفت! به هرحال این باخت اتفاق افتاده و نمیشه این باخت رو به گردن پویول یا تییو یا داور انداخت! چون تیم به اندازه ی کافی خوب نبود و رئال هم میدونست که باید این بازی رو ببره تا قهرمانی لالیگا بتونه هواداراشون رو خوشحال کنه وگرنه همون جمله ی همیشگی پیش میومد که فتح لالیگا بدون فتح ال به درد نمیخوره! حالا دیگه بارسا فقط باید تمرکزش رو روی بازی چلسی بزاره! به نظرم این بازی میتونه خیلی خیلی مهم باشه و اگه بارسا تونست تو این بازی نتیجه بگیره و توی لیگ قهرمانان موفق شد پپ توی بارسا میمونه و بازم این تاکتیک ادامه پیدا میکنه اما اگه تاکتیک بارسا مقابل چلسی هم به شکست برسه دیگه پپ موندنی نیست و این تاکتیک توی تقویم تاریخ موندگار میشه! اما مطمئنم که مقابل چلسی نتیجه میگیریم! تو این چندسال یادم نمیاد پپ تو مصاحبه هاش از برد حریف حرفی زده باشه اما این بار تو مصاحبه اش گفت که چلسی رو میزنه! پس مطمئنا میدونه میخواد چکار کنه و البته بازی سه شنبه با بازیکنای اصلی انجام میشه! من از باختن تو این بازی واقعا سوختم و شادی بعد از گل دوم رونالدو تو ذهنم میمونه تا روزی که تلافی اش به خوبی در بیاد! اما من همون روزی که اختلاف 10 امتیاز شد من قید لالیگا رو زدم! حالا یه سری اتفاق افتاد و بازم امیدوار شدیم اما..... حالا بازم مثل قبل چشم امیدمون به لیگ قهرمانان هست! حالا که بارسا باخت وقت اونه که داد بزنیم عاااااااااااااااااااااااااشقتم بارسااااااااااااا! هنوزم واسه هممون بیشتر از یه باشگاهی! و حالا دیگه از امروز بدون مچبند بارسا بیرون نمیرم! به امید فتح لیگ قهرمانان! فهلا.... -
سلااااام به همه ی دوستای خوبم! خوبین؟ مطمئنا اونقدر خوب که نه! اما دلیلی هم نداره بد باشید! درسته؟ دیشب بارسا تو بازی ای که نتونست از موقعیت هایی که با سختی بدست میاورد استفاده لازم رو ببره مغلوب چلسی ای شد که روی تک موقعیتی که داشت گل خارق العاده ای رو به ثمر رسوند! چک توی دروازه و دروگبا تو نوک حمله ستاره های فوق العاده ی چلسی بودند که اولی انقدر خوب کار کرد که توپ هایی که همه فکر میکردن واسه بارسا به ثمر میشینن با واکنش های عالیش مهار کرد و کاری کرد که تیر دروازه هم دلش نیومد اجازه بده بارسا گل بزنه و هروقت چک نبود تیر دروازه حاضر و آماده دفاع میکرد از دروازه! واسه استفاده از تاکتیک دفاع چندلایه همیشه وجود یه گلر خوب لازمه و اگه دقت کرده باشین تیم هایی تونستن امسال از بارسا و رئال امتیاز گرفتن که علاوه بر دفاع خوب گلر های آماده ای هم داشتن! مثه بازی رئال-والنسیا و اون بازی دراماتیک که حتی دروازه بان پنالتی مسی رو هم مهار کرد! چقدر اون شب حالم گرفته بود... بارسا هم با اینکه بد بازی نکرد اما نمیتونست به دفاع چلسی نفوذ کنه و اگرهم نفوذ میکرد تیر و باد و چک و مهتاب و فلک نمیذاشتن! در کل باید یه تبریک به تیم و هوادارای چلسی بگیم که واقعا تیمشون خوب کار کرد و مخصوصا با اون گل خارق العاده بی انصافیه اگه بگیم مستحق برد نبودند! هرچند بارسا هم مستحق باخت نبود! فوتبال همینه... ولی بازی برگشت از اون بازی هاس که تا سوت پایان بازی آدم 1000 بار بمیره و زنده شه! در کل اگه دیدید من بعد از بازی های هفته آینده آپ نکردم بدونید یه سکته ناقص زدم! احتمالش زیاده... آپو با جمله ی همیشگی به پایان میرسونم: ما به تیممون و مربی مون ایمان داریم! پس با نهایت امید به فتح ال کلاسیکو و صعود به فینال جمله ای که قراره شنبه شب قبل از بازی تو ورزشگاه نوکمپ شکل بگیره رو به زبون میاریم: "هستیم و خواهیم بود...." - همون ضربه ای که اول بازی تیرک نمایش فوق العاده ای داشت! و شعار شنبه شب بارسا:
سلام! سلااااااام به همه ی دوستای خوب و دوست داشتنی ام که خیلی وقته دلم واسشون شدید تنگ شده! خوفیین؟ تا الان واسه درس خوندن کلا اینترنتو قطع کردم اما دیدم دیگه نمیشه! امکان نداره! هیجان اجازه نداد و بازم وصلش کردم و تا فینال لیگ قهرمانان که فکر کنم بیفته تو امتحانای اولیمون تقریبا هرروز هرچند کوتاه میام و اگه مطلبی بود آپ میکنم و اگر هم نه نظراتو تایید میکنم! ولی ایکاش میشد دوستان بازم بودن و نظرات یه کوچولو بیشتر از این بود! ههههه.... بخوابم بعد که پاشدم ببینم این مطلب مثلا 100 تا نظر گرفته! یوهوووووووو.... بگذریم بریم سراغ ادامه داستانی که امروز نوشتنش رو موده من بود! این یه عشقیه که به خیلیا بوده مربوط.... با اینکه چندماهه داویدی دارم کم کم لحظه شماری میکنم که صحنه ی ورود به زمینشو جشن بگیرم! همچنین عشقم نسبت به بارسا باری که داشتم در موردش تو وب حرف میزدم دیگه امیدی به قهرمانی تو لالیگا نداشتم و فکر نمیکردم بخدا هنوزم باورم نمیشه ولی فاصله 1 امتیاز... ببخشد... 4 امتیازه! و تو این 9 روز که تکلیف خیلی چیزا روشن میشه میتونه کمترهم بشه! هیجان از امشب شروع میشه! فصل 1! لیگ قهرمانان...نیمه نهایی... شب اول... بایرن- بعدش چلسی-بارسا! بعد ال کلاسیکوی همیشه جذاب! دوباره بارسا-چلسی و در آخر هم تو این 9 روز بارسا بازم از شوق اشکمونو در میاره! هنوزم یه ذره از ایمانم به تیم و بازیکنا و پپ کم نشده! پس به امید بهترین نتیجه ها و همچنین یه باخت یا مساوی دیگه از . یکم بریم سراغ بازی چلسی-بارسا! به نظرم نکته ای که خیلی جلب توجه میکنه اینه که پپ و دی متئو یه بارهم تو نقش بازیکن بارسا و چلسی مقابل هم تو لیگ قهرمانان قرار گرفتن: همچنین تورس و ماسکرانو هم باهم 3 سال توی آنفیلد هم بازی بودن! امیدوارم آپ خوبی بوده باشه! واسه بازی با چلسی آپ بهتری انجام میدم! امیدوارم چند نفر این آپو بخونن! چون کسی نیست.... فهلا...
رو ندیدم اما هنوزم عااااااشقشم و دیگه
کم نشده که یادمه آخرینرئال امتیاز از دست بده!
رئال!رئال-بایرن....رئال...
نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست... حتی اگر "کوتاه ترین" شب اش یلدا باشد! - سلاااااااااام به همه ی دوستای نزدیک و دور و مجازی و غیر مجازی و رئالی و بارسایی و پرسپولیسی و استقلالی و فوتبالی و غیر فوتبالی و......... خلاصه همه! اومدم نوروز رو به همتون تبریک ویژه بگم! نوروز همتون فرخنده... بهترین آرزو هارو واسه همتون دارم! خداکنه همه به همه ی آرزو هاشون برسن! (به جز قهرمانی رئال :-))) امیدوارم من رو هم یادتون باشه سر سفره هفت سین... من دیگه برم... نوروز به همتون خوش بگــــــــــــذره..... 
سلاااااااام... هوریااااااااااااا.... امروز داویدی گذاشته و زیرش هم نوشته که توی ال کلاسیکو با گل برمیگرده.... دلم براش یه ذرررررررره شده بود.... قربووووونش برم! منتظرت میمونم! با گل توی ال کلاسیکو بترکون پسر! دل ما آب شد! توپ هم ضربه های تورو میخواد..... اینم از عکس:
یه عکس از خودش
سلام به همه ی بچه ها... اول از همه مرسی از دوست خوبم کاوه که جای من آپ کرد! نیمدونم تا چه حد گفت چی شده! ولی در کل بیخیال! دیشب بارسا بازی مقابل سانتاندر رو 2-0 برد! با دو گل مسی! و دوباره فاصله به 10 امتیاز کاهش پیدا کرد... لالیگا از دست رفته! به امید قهرمانی توی لیگ قهرمانان اروپا و کوپا دل ری (که خیلی نزدیکه) و البته بهبود زود زود داویدی...! بابت برد تبرییک... فهلا... - اینم شادی مسی بعد از گلزنی تو بازی دیشب...

من یکی از دوستان سیاوش هستم ، سیاوش یه مشکلی کوچیکی براش پیش اومده تا 2 ، 3 روز آینده میاد .
یک آپ کوچولو مهمون من باشید 

با هم میریم سر وقت عکس های بازی بایر لورزکوزن - بارسلونا که بارسلونا 7-1 برد 








سسک و مسی 2 دوستی که از لاماسیا با هم رفیق بودن






اینم از پپ که امیدواریم تمدید کنه !
امیدوارم آپ خوبی باشه ، اگه سایز عکس ها رو تنظیم نکردم برای این بود که کیفیتشون پایین نیاد 
بدرود
سلااااااااام! بالاخره اومدم! این مدت واقعا چیزی نبود که آپ کنم! و واقعا هم بعد از مساوی مقابل ویارئال حالم شدیدا گرفته شده بود! به نظرم بارسا خیلی سخت میتونه لالیگا رو فتح کنه! خیلی سخت! نه میخوام بد بین باشم و نه اعتمادم رو به تیم از دست دادم! اما اینجا دیگه مسئله فقط بارسا نیست! رئال هم باید امتیاز از دست بده! من به تیمم اعتماد دارم اما به امتیاز از دست دادن رئال نه زیاد... اما دوست دارم به همون روزنه های امیدی که باقی هست فکر کنم! یه اتفاق میتونه خیلی چیزا رو عوض کنه! قبول جلو بودن رئال واسم سختههههههههه! عادت ندارم! اما خبر اصلی که فکر کنم همتون دیگه شنیدینش... پای داوید ویا همونطور که هممون حدس میزدیم زودتر از موعد داره خوب میشه و حالا دکتراش گفتن که از 90 روز دیگه میتونه آروم شروع به دویدن کنه! هوریااااااااااااااا....(شکلک هورا باز نمیشد!!) من دیدم کسی رو که استخون پاش عملا خورد شده بود اما وقتی دکترش گفت میتونی کامل راه بری بعد از 1 ماه کاملا خوب شد! این یعنی داوید نهایتا واسه 3 ماه دیگه آماده است! هرچند سه ماه هم فقط گفتنش آسونه اما... از 6 ماه بهتره! اینم متن خبر... - این طور به نظر می رسد که روند بهبود داوید ویا زودتر از موعد پیش بینی شده به پیش می رود. او که در روز 19 دسامبر به دلیل شکستگی کاملا در استخوان قوزک پای چپش مورد عمل جراحی قرار گرفت، به خوبی روزهای بهبود را پشت سرمی گذارد دراین عمل جراحی 6 پیچ در قوزک پای او جایگذاری شد تا بدین ترتیب پروسه جوش خوردن قوزک پایش بهتر و سریع تر طی شود و اکنون و بعد از طی زمان لازم، و انجام تمرینات مشخص از سوی ویا، زمان آن فرا رسیده بود تا این پیچ ها از پای او خارج شود. ویا در روزهای ابتدایی با عصا راه می رفت و پزشکان روند بهبود او را زیر نظر گرفتند و درهمان روزهای ابتدایی رامون کوگات، جراح پای ویا و ریکارد پرونا، پزشک باشگاه بارسلونا پیش بینی کردند که بین 4 تا 5 هفته بعد از جراحی این پیچ ها از پای ویا خارج شود. از همین رو ویا روز گذشته به بیمارستان کئیرون رفت تا از شر این پیچ ها راحت شود. چند روز پیش هم او برای بررسی اوضاع بخیه ها و شرایط اوضاع پایش به نزد پزشک جراحش رفته بود گام بعدی ال گواخه، آغاز تمرینات بدنسازی زیر نظر فیزیوتراپ های باشگاه است تا تدریجا قوزک پای چپش توان خود را باز یابد.انتظار می رود که این مرحله یک ماه و نیم طول بکشد و بعد از آن ویا شروع به دویدن آهسته خواهد کرد. من اینو دیروز نوشتم اما به خاطر اینکه ذخیره خودکار رو روشن کرده بودم چرکنویس موند :-( !!! دیگه ببخشید دیر شد! فهلا...
واااااااااااااااای! هنوز باورم نمیشه سوت پایان بازی به صدا درومد! تبرییییییییییییییییک..... خیلی بازی جذاب و پرهیجانی بود! و البته با یه پایان خوش... واقعا تا الان انقدر استرس رو احساس نکرده بودم! نیمه اول هرچند رئال بازم خطرناک شروع کرد اما بارسا از هجومی بازی کردن رئال نهایت استفاده رو برد و دوتا گل که واقعا دیدنی هم بودن رو به ثمر رسوند! مخصوصا گل دنی که خاااااااارق العاده بود! اما بارسا از دقیقه60 یه مقدار بازی رو ضعیف ادامه داد و مورینیو هم به خوبی میدونست که شاید این اتفاق بیفته و بنزما رو به زمین آورد که به خوبی هم جواب داد! واقعا لحظه های پراضطرابی بود! از دقیقه 80 توپ که به رئال میرسید من موهام رو تو دستم میگرفتم و (نخندید ها...) میرفتم پشت پسرخالم و چشمامو میبستم تا موقعیت رفع شه! قشنگ ترین ال کلاسیکویی که دیده بودم! پر از صحنه های دیدنی! سووپر گل آلوس,شوت اوزیل و.... و از همه قشنگ تر تلاش و دوندگی دو تیم توی 10 دقیقه پایانی...یکی برای خلق شگفتی و اون یکی واسه دفاع از برتری! به قول دکتر صدر این از اون بازی هایی بود که ارزش بیدار موندن تا ساعت 3 و خوابیدن سر کلاسای بدرد نخور رو داشت! جدا بازی زیبایی بود! یه تبریک ویژه به رئالی ها بخاطر اینکه بالاخره مربی "خاص" شون ترس رو کنار گذاشت! بازی از هر لحاظ عالی بود! وقتی بازی تموم شد انگار دنیا رو بهم دادن! اما این یه زنگ خطر بود! بارسا باید پیشرفت کنه وگرنه این رئال میتونه واسمون خطرناک شه! هرچند که تا وقتی پپ هست من به عنوان یه هوادار با خیال راحت به صندلی تکیه میدم و میگم "باید پیشرفت کرد"! و میدونم که مربی بهترین تصمیم هارو میگیره! هنوز که هنوزه قلبم پر از هیجانه بازی دیشبه! هوراااااااااااااااااااااا......... رئالی ها هم که مثه همیشه... داوری... بهونه خوبی واسه فرار از باخت به نظر میاد! بدترین خبرهای دیشب هم که مصدومیت های پایان ناپذیر بارسایی هاست! اینی و الکسیس هم مصدوم شدن! خدا این یه مدت رو به خیر کنه! بازم تبریییییییییک..... اینم یه چندتایی عکس! خیلی وقته عکس نذاشتم! ;-) - - - دست دادن مسی با قاتل... چیزه! په په صحنه جالبی رو رقم زد! یه بازی جذاب و پر هیجان پر از برخورد و صحنه های دیدنی! - مصدومیت تلخ اینیستا و تعویض با پدرو! پدرویی که واقعا خوب کار کرد... و با اولین ضربه اش رو پاس مسی گل اول بارسا رو به ثمر رسوند! - - گل دوم بارسا هم از راه رسید! رقص دنی و آبیدال! مثه بازیه رفت! - یه مصدومیت دیگه.... گل های رئال... و نگرانی پپ... اما درنهایت موفق از زمین بیرون اومد! مطمئنا برد بهتر بود! اما این ما هستیم که به نیمه نهایی رفتیم و این ارزش داره!


















امروز روز تولد ژاویه... روز تولد بارسای نوین... شاید اگه بخوایم کل نوع و سبک بازی بارسا رو تویه یه کلمه خلاصه کنیم اون کلمه "ژاوی" باشه! شاید لقب بهترین بازیکن میانی کل تاریخ فوتبال لقب در مقابل اسم بزرگ اسطوره بارسا یعنی "ژاوی" خیلی کوچیک باشه! چیز زیادی نمیتونم بگم! هرچی بیشتر بگم کمتر ژاوی رو توصیف میکنه! پس به احترام مرد دوست داشتنی بارسا ژاوی........ - بی شک وقتی یوهان کرویف، بازیکن بسیار محبوب آبی اناری ها پس از پنج فصل حضور درخشان قصد ترک این باشگاه را کرد می دانست دلبستگی هایش به باشگاه کاتالان او را روزی به بندر زیبای بارسلون باز خواهد گرداند. بالاخره در سال 1998 تیم محبوب کاتالان فرمانده ی تیکی تاکایش را یافت و درحالی که اروپا و جهان مشغول لذت بردن از هنرنمایی های زیزو، کان، بکهام، پیرلو و جرارد داخل زمین و فرگی، آنجلوتی، مورینیو و بنیتس روی نیمکت بودند جوان باهوش کاتالان روز به روز پیشرفت می کرد و کم کم به عنصری بی بدیل در دنیای فوتبال بدل گردید. متولد 25 ژانویه ی 1980 تراسا، گام های موفقیت را به سرعت می پیمود. در یازده سالگی کشف شد و پس از پرورش در لاماسیا و حضور در تیم جوانان در سن هفده سالگی به تیم ب بارسا راه یافت. اما به خاطر هوش بالا و خارق العاده اش خیلی زود به ترکیب تیم اصلی اضافه شد.
عشق و علاقه ی فراوان هواداران بسیار متعصب کاتالان نسبت به او و دوراندیشی این فوتبالیست خوش فکر و مدرنیته ی هلندی سبب شد تا به توصیه او، آکادمی جوانان بارسلونا، لا ماسیا در۲۰ اکتبر۱۹۷۹ تأسیس گردد.
جوزپ لوییس نونیز مدیر وقت بارسا به توانایی های کرویف جوان که در دل هواداران جای داشت ایمان آورده بود و برنامه های نابغه ی هلندی را در لاماسیا به اجرا گذاشت. برنامه هایی برای تکامل بخشیدن به توتال فوتبالی که خود آن را از مربی بزرگش، رینوس میشل آموخته بود. سال 1988 وقت رسیدن محصولات لاماسیا پس از نزدیک به یک دهه بود. به همین خاطر نونیز در آن سال کرویف را به عنوان سرمربی به باشگاه بارسلونا بازگرداند.
اما در حالی که باشگاه با ستارههایی چون روماریو، رونالد کومان، میشل لادروپ و هریستو استویچکوف تیمی رویایی داشت، مربی جوان، مدرسه ی فوتبالی که خود باعث احداثش شده بود را از یاد نبرد و ترکیبی از بازیکنان اسپانیایی چون خوزه ماری باکرو، جوزپ گواردیولا و تکسیکی بگیریستین را که در همان آکادمی رشد یافته بودند به زمین می فرستاد.
بازیکنانی که فلسفه ی فوتبالی جدیدی را که مبتنی بر پاس های کوتاه بسیار بود آموخته بودند و بدون داشتن نبوغ خارق العاده ای (مانند پله و مارادونا) فوتبالی مدرن و نوین را در مستطیل سبز به نمایش می گذاشتند. فوتبالی ساده، اما روان و رو به جلو که به تیکی تاکا شهرت یافت. مدیریت و کادر فنی بارسا بر این اصل معتقد بودند که اگر میل به جاودانگی دارند باید لاماسیا را دریابند و اینگونه شد که سِر بابی رابسون، رکساچ و لوئیس فان خال هم به عنوان سرمربی آبی اناری ها توجه ویژه ای به آن داشتند.
در این زمان اروپا در سلطه ی رئال مادرید (دشمن دیرینه)، میلان، بایرن مونیخ و منچستر قرار گرفته بود. ناُمیدی زمانی بر پروژه ی لاماسیا سایه افکند که در اوایل قرن جدید این تیم های تدافعی بودند که بیشتر به عناوین قهرمانی می رسیدند. از یونان 2004 در یورو تحت رهبری هاگل و ایتالیا با لیپی در جام جهانی 2006 گرفته تا باشگاه های میلان با آنجلوتی و لیورپولِ بنیتز. در همه ی این سال ها اما لاماسیا کار خود را می کرد و استعدادهای نوظهورش را یکی یکی به تیم اصلی روانه می ساخت تا اینکه توانست بهترین و کاملترین محصولش را بیابد.
شروع راه سلطان پاس جهان اما در آغاز قرن بیست و یکم و با مصدومیت گواردیولای بزرگ آغاز شد. پس از آنکه او در زمان فان خال خود را اثبات کرد، ریکارد جایگاهش را در تیم شناخت و پس از گذراندن مصدومیت چند ماهه و طولانی مدتش با بالاترین سطح ممکن به میادین بازگشت. از آن پس شماره 6، بازیساز اصلی تیم به شمار می رفت چرا که در اوج شلوغی میانه ی میدان هم حاضر به اشتباه کردن و دور شدن از آنچه آموخته بود نمی شد و با ایمان کامل به فلسفه ی فوتبالی لاماسیا کارش را به بهترین شکل ممکن انجام می داد به طوریکه با سادگی خاصی که در نوع بازیش بود، همگان را محو تماشای آنچه تا لحظه ای قبل در ذهن داشت می نمود!
حضور پپ گواردیولای جوان که پایه ی اصلی تیکی تاکای کرویف بود بر روی نیمکت بارسا، مصادف شد با محوریت قرار دادن الماس برای ارائه و اجرای تیکی تاکای تکامل یافته. نقشه ها با رهبری او اجرا می شدند. آن قدر کاری که می خواست را انجام می داد تا به نتیجه برسند. او به واقع خود را وقف تیم کرده بود و چنان آرام بود که در سخت ترین لحظات بازی بهترین گزینه ی هم تیمی ها بود.
نمایش های خیره کننده اش، پاس های بی مثالش، آمار فوق العاده ی پاس های صحیحش، دید و هوش بسیار بالایش، قدرت حفظ توپش حتی زیر پرس شدید بازیکنان مقابلش، بعلاوه ی آرامش و دقت در انجام تاکتیک های مورد نظر از او بازیکنی یگانه ساخته که رهبری ارکستر تیکی تاکای نوین بی شک با اوست. بازیکن فداکار و از خود گذشته ای که تیمش را به هر چه جام بوده رسانده (در باشگاهش بارسا لیگای اسپانیا 6 بار، کوپا دل ری، سوپر جام اسپانیا 5 بار، لیگ قهرمانان اروپا، سوپر کاپ اروپا، جام باشگاه های جهان و در تیم ملی اسپانیا قهرمان یورو و جام جهانی) اما در کمال تعجب حتی یک بار توپ طلا را نبرده!
شاید فیفا برای آنکه بتواند جایگاه چنین بازیکنی را ارج بنهد هنوز جایزه ای درخور برای نابغه ی پاس جهان ندارد. کسی که در یک بازی چهار گلِ، پاس هر چهار گل را می دهد و اگر اوساسونا را رقیب آن چنانی ندانیم، در یک ال کلاسیکوی 6 تایی هم 4 پاس گل می دهد شایسته ی تقدیری بیشتر از یک توپ طلاییست که بارها لیاقت دریافتش را داشته و به آن نرسیده. فیفا و البته یوفا می توانند جهت جبران جفایی که در حقش کرده اند دستور دهند در جشن تولد سی و دو سالگی همفری بوگارت فوتبال، مجسمه ی طلایی اش را بسازند تا هر ساله به بهترین پاسور فوتبال دنیا (پاسور نه به معنی کسی که بیشترین پاس گل را می دهد، بلکه کسی که بازیساز اصلی میانه ی میدان است.) تقدیم کنند!
حالا لاماسیا دیگر لازم نیست فرمول های تازه ای برای بازیکن سازی آزمایش کند بلکه می تواند الگویی داشته باشد برای بازیکن سازی. از کرویف تا گواردیولا، آبی اناری ها از وجود او شادمانند. نسخه ی کامل و بی نقصی که با تولد او متولد شد و رویای ساختن تیمی رویایی را برآورده ساخت!
25 ژانویه در تمام دنیا روز بارساست! در این روز هر بارسایی سربلند است چرا که به والاترین هدفش دست یافت. ساخت بازیکنی ناب با فلسفه ی خاص بارسایی در مکتب بارسلون. و امروز فوتبال، معنای حقیقیِ گروهی بودنش را مدیون وجود اوست. اسطوره ی آینده! روز تولد ژاوی هرناندز... بهترین بازیساز قرن! سلطان پاس جهان.
سلاااام دوکسی ها.... خوفین؟ حتما خبر جدید رو شنیدین که پیرهن فصل 2012-2013 بارسا هم معرفی شد! واسه همین من میخوام هم یه چندتایی عکس از این پیرهن بزارم هم اینکه یه نگاهی به لباسای چند فصل اخیر بارسا بندازم و نظر شما رو بدونم که کدوم پیرهن قشنگ تر بوده! اول پیرهن جدید که امیدوارم تیممون باهاش کلی افتخار آفرینی کنه: - - حالا چندتا عکس از پیرهنای فصل های گذشته: 2011-2012 2010-2011 2009-2010 2008-2009 2007-2008 و 2006-2007 جدا از قصیه برداشته شدن آرم unicef از روی سینه بازیکنا نظر شخصی من اینه که پیرهنی که بارسا الان توی فصل جاری میپوشه از همه لباس ها قشنگ تر و متفاوت تره! نظر شما چیه؟









باید امشب تا صبح کابوس گواردیولا و پویول را ببینیم و فردا خواب آلود و با چشمانی از حدقه در آمده راهی مدرسه ، دانشگاه و یا محل کار شویم و زخم زبان هواداران لعنتی بارسلون را به جان بخریم. کاش اصغر فرهادی چند روزی دیرتر جایزه اش را می برد تا التیامی باشد بر زخم های عمیق ما هواداران گیج و مبهوت رئال.
هنگامی که کریس رونادو در دقیقه ده بازی دروازه بارسلون را باز کرد چنان فریاد زدیم و از خود بی خود شدیم که یادمان رفت چهل دقیقه از بامداد شنبه گذشته و همسایه های بی علاقه به فوتبالمان در خواب خوش فرو رفته اند. اما سرنوشت برای ما تقدیر خوبی رقم نزده بود.
حالا کم کم داریم ایمانمان را به مورینیو راهم از دست می دهیم. او که وقتی با اینتر در نیوکمپ پوزه گواردیولا را به خاک مالید و دور افتخار زد و شنیده بودیم سال اینده بر روی نیمکت رویایی تیم مان خواهد نشست او را در کسوت مربی رئال تصور کردیم که چگونه سال های متمادی فاتحان سربلند ال کلاسیکو خواهیم شد و مسی و یارانش را چگونه خوار خواهیم کرد. اما این ها فقط رویاهای قشنگی بودند که هیچگاه تعبیر نشد.
خوابمان نمی آید. ناچاریم سراغ توصیه قدیمی مادربزرگ برویم که همچون پزشکی حاذق شمردن از یک تا صد را برای رفع بی خوابی برایمان تجویز می کرد با هم می شماریم
1-2-3-4-5-6-7-8-9-10
مادربزرگ نور به قبرت بباره. نسخه ات دیگه افاقه نمی کنه...

یکی از مهمترین حمایتهای بازیکنان بارسا از آبیدال در فینال لیگ قهرمانان اروپابود؛آبیدال که به تازگی دوران نقاهتش را پشت سرگذاشته و به روزهای اوج بازگشته بود، در فینال ومبلی برای دقایقی برای بارسا به میدان رفت .بارسا درآن دیدار به پیروزی رسید و قهرمان اروپا لقب گرفت و کارلس پویول، کاپیتان بارسا بازوبند کاپیتانی را بربازوی آبیدال بست تا آبیدال به عنوان کاپیتان بارسا جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر ببرد.
یکی از خوانندگان روزنامه «لا وانگواردیا» با ارسال نامه ای به این روزنامه، داستان دلنشین و جذابی را تعریف کرده استدر نامه اش به این نکته اشاره کرده که اریک آبیدال به پسرش کمک کرده تا با بیماری اش به مبارزه بپردازد و این کمک زمانی فرا رسیده که پسر او از زندگی ناامید شده بود.
پسر آقای گارسیا بیماری مشابهی با تومور کبدی آبیدال، در مغزش داشت و اندکی پس از اطلاع از بیماریش به پدرش گفته بود:« بابا برای من پیراهن آبیدال را بخر.می خواهم مثل او با بیماری ام بجنگم و در لیگ قهرمانان خودم قهرمان شوم.»
روز 5ژانویه بود که بازیکنان بارسلونا برای عیادت از کودکان بیمار به بیمارستانهای مختلف این شهر رفتند؛به طور اتفاقی آبیدال یکی از سه بازیکنانی بود که به بیمارستانی رفت که این پسربچه در آن بستری بود و به لطف یکی از پرستاران به عیادت این پسربچه رفت.
صحنه دیدار این دو مملو از احساسات بود.پسربچه که نمی توانست جلوی اشکهایش را بگیرد،سمبل مقاومتش را جلوی چشمانش می دید.پدر او این صحنه را این طور توصیف می کند:« محبت، عشق، مهربانی؛ در طول این دقیقه آبیدال ثانیه ای از آغوش پسرم بیرون نیامد.»
آبیدال که به شدت تحت تاثیرقرار گرفته بود به این پسربچه گفت:« نگران نباش.من اینجام که به تو روحیه بدهم.من هم با این بیماری جنگیده ام والان یک بنیاد دارم که به جوانان بیمار روحیه بدهم و کمک رسانی کنم.»
پسر بچه از آبیدال خواست تا ساعتش را به او بدهد. آبیدال هم ساعت رولکس اش را که قطعا قیمت زیادی هم دارد از مچ دستش باز کرد و به پسربچه داد:« بیا؛ می خواهم این پیشت باشد.پشت این ساعت،اسم من حک شده.»
اصرارهای والدین این پسربچه ، برای اینکه ابیدال چنین هدیه گرانبهایی به پسرشان ندهد بی فایده بود. آبیدال دراین باره گفت:« آنچه ارزشمند است، الان دیگر اهمیتی ندارد.می خواهم پسرتان شاد باشد.»
راستی نظرتون در مورد ال کلاسیکو چیه؟





Ronaldo
از همین ابتدا معلوم بود پیراهن البی سلسته برای او خوش یمن نیست .پس از این مسابقه، مسی اولین بازی واقعی خود را برای تیم ملی آرژانتین برابر پاراگوئه انجام داد.
به قول مزدك میرزایی گزارش گر محبوب رسانه ملی كه در بازی بارسا ارسنال از بازی زیبای مسی احساساتی شده بود.خدایا تو را شكر می كنیم كه ما را در زمانی قرار دادی كه بازی مسی را ببینیم.
\یعنی قشنگترین حرف ممکن! قبل از اینکه پپ مربی بارسا باشه من به اون صورت فوتبال نگا نمیکردم و طرفدار شدید بارسا نبودم! یعنی هیچوقت طعم ترس از رئال رو نچشیدم! اما میشه درک کرد یه زمانی بازی ال کلاسیکو ترسناک بوده واسه بارسا! مثه الان واسه رئال! اما... دیگه اون دوران گذشته! -
جودی کاردونر، نایب رئیس باشگاه بارسلونا در صحبتهایی اعلام کرد که بی صبرانه در انتظار مصاف احتمالی دو تیم رئال مادرید و بارسلونا در مرحله یک چهارم پایانی جام حذفی اسپانیاست آبی اناری ها با برد0-4 مقابل اوساسونا در دیدار رفت مرحله یک هشتم پایانی جام حذفی اسپانیا ، عملا مسیرشان برای صعود به دور بعدی رقابتها را هموار کردند و رئال هم در دور رفت این مرحله توانست با نتیجه 2-3 از سد مالاگا عبور کند. این درحالی است که در فینال فصل گذشته این رقابتها رئال توانسته بود تا با غلبه بر بارسا جام قهرمانی را مال خود کند. البته اکنون کاردونر، نایب رئیس باشگاه بارسلونا برای رویارویی احتمالی این دو تیم درمرحله یک چهارم پایانی ثانیه شماری می کند. کاردونر در صحبتهایی به کام رادیو گفت:« من می خواهم تا در یک چهارم پایانی جام حذفی اسپانیا مقابل رئال قرار بگیریم. آن دورانی که هواداران بارسا از رئالی ها می ترسیدند، سپری شده است.من خوشحال می شوم که فینالهای جذاب تری را مقابل رئال برگزار کنیم» او که یکی از مدیران بلندمرتبه بارسلوناست در ادامه صحبتهایش به این نکته اشاره کرد که با وجود جنجالهای اخیر میان باسا و رئال، این دو تیم نباید از حمایت از یکدیگر دست بردارند:« من از قطع روابط دو باشگاه حمایت نمی کنم. روابط دو باشگاه نباید قطع شود. یک موضوع این است که این دو تیم در یک شرایط و الگوی رفتاری برابر نیستند که این قابل درک است ولی بحث بعد قطع روابط دو باشگاه است که از آن حمایت نمی کنم.»

امروز اومدم اخبار سایت گل رو بخونم که باهاش مواجه شدم! وقتی عکس خبر رو دیدم اصلا دلم نمیخواست بخونمش! وقتی تیتر رو دیدم به خودم گفتم واااااای.... رفت تا دو سه هفته دیگه! اما.... متن خبر چیز دیگه ای رو میگفت! خود داوید گفته به بازی کردن تو فینال مونیخ و یورو 2012 فکر میکنه! ,واقعا روحیه اش مثال زدنیه! من مطمئنم با قدرت برمیگرده... مطمئنم... هرچی زودتر بلند شو ستاره ی ماتادورها... زمین های اوکراین و لهستان منتظر درخشش توئه ال گواخه... - پیکه:": تو خیلی زود خوب می شوی گواخه. همه ما در کنار تو هستیم دوست من. زنده باد ویا." آندرس اینیستا:"ما با مزه تلخی گام به فینال گذاشتیم. زنده باد ویا. همه ما درکنارت هستیم. امیدوارم که بتوانیم این جام بزرگ را به تو اهدا کنیم." سسک فابرگاس:" برایت آرزوی روحیه ای بالا داریم. همه ما در کنارت هستیم دوست من." سرخیو راموس:"مصدومیتی شدید برای یکی از هم تیمی هایم در تیم ملی: داوید ویا. برای «ال گواخه» روحیه ای فراوان را آرزو می کنم. زود برگرد ستاره." فرناندو یورنته:"پرانرژی باشی گواخه. همه ما دوستت داریم و درکنارت هستیم. مطمئنم که خیلی زود خوب می شوی. زنده باد قهرمان." روبرتو سولدادو:"تمام موفقیتهای دنیا را برای داوید ویا آرزو دارم. امیدوارم که زود برگردی. اسپانیا به تو نیاز دارد." باشگاه والنسیا:"باشگاه والنسیا برای داوید ویا آرزوی بهبود سریع می کند." سرخیو آگوئرو:"من تازه از مصدومیت ویا مطلع شدم. امیدوارم که به بهترین نحو و هرچه سریعتر به زمین برگردی گواخه." 

این فصل رئال بهتره... فکر نکنم بارسا اینبار بزنه! 4 بازیکن مهاجمی رئال بارسا رو به آتیش میکشن.... رئال پر از انگیزه است و بارسا برعکس... دوران بارسا دیگه تموم شده... این فصل فصله رئاله! غوغای رونالدو (!!!!!) واسه بارسا کافیه! رئال کهکشانی شده و... همه حرفایی که مث دیوار رو سر آدم خرب میشدن قبل از ال کلاسیکو! حرفایی که گاهی از دهن هواداری بارسا اینارو میشنیدی... دوست نداشتم حتی یه لحظه به اینا فکر کنم! میخواستم مثل همیشه به تیمم اعتقاد داشته باشم! فقط سعی میکردم به یاد بیارم که قبل از سوپرکاپ اسپانیا هم یه همچین حرفایی زیاد بود! - سلاااااااااااااام......... خوبید بچه ها؟ بهتون تبرییییییییییییک میگم! واقعا برد شیرینی بود! بازم بارسا همه رو حیرت زده کرد! بازم پپ نشون داد که مرد ال کلاسیکو هاست... بازم مسی ثابت کرد که مرد بازی ها بزرگه و نه ... بیخیال! و بازم رونالدو ثابت کرد که واسه بازی های مهم ساخته نشده! و مورینیو ای که بازم توی شکست پپ ناکام موند! - حدود ثانیه 30 بازی... داشتم از ماهواره شبکه سه رو میگرفتم که مثلا صاف تر باشه! اما هنوز بازی شروع نشده بود که تصویر رفت و صدا فقط میومد... منتظر بودم درست بشه که صدای عادل منو به خودم آورد! به سرعت اومدم رو تلویزیون و حلقه شادی سفیدپوش های مادریدی مث آب یخ بود... دلم خالی شد! اما یه اتفاق خیلی قشنگ افتاد! بارسا اصلا دست به تغییر نزد! یه جمله توی مطلبی که پایین گذاشتم بود که دلم میخواد بازم اینجا تکرارش کنم: پس از اشتباه روحیه کُشِ ویکتور والدز بازیکنی از آبی اناری ها را نمی بینیم که بر سرش فریاد بزند یا غُر زنی کند. بعلاوه کسی از هم تیمی ها هم تلاشی در روحیه دادن به او ندارد! یعنی اشکالی ندارد، هنوز 90 دقیقه زمان باقیست، ادمه بده، در هر کاری اشتباه هست. با این وجود هم، ما باید همچنان راه خودمان را ادامه دهیم. فوق العاده اس! بارسا تا دقیقه 30 بارسای همیشگی نبود! داشتم نگران میشدم... نکنه حرفای بقیه در مورد بازی امشب حقیقته داشته با... نه! گل الکسیس سانچز که شبی رویایی رو سپری کرد روی حرکت زیبا و خلاقانه مسی خیلی زود این فکر رو از ذهنم بیرون! هرچی بیشتر گل تکرار میشد بیشتر حرکت زیبای مسی و ضربه ی عالی الکسیس که واقعا تو اون موقعیت کار سختی رو داشت منو محو خودش میکرد! الکسیس که به نظر من قرار گرفتنش به جای ویا توی ترکیب اول بازی ایده خوبی بود و یه نوع سورپرایز به حساب میومد و نوع بازیش تاکتیک های مورینیو رو تا حدودی عوض کرد و به هم ریخت! با توجه به اینکه گل اول رئال روی حرکت تیمی خودشون به ثمر نرسید و اشتباه یاران بارسا بود بازم این حس لعنتی(!) به سراغشون اومد که برد بارسا کار اونا نیست... خب... کار اونها هم نبود! سوت پایان بازی تو نیمه اول زده شد! رئال نیمه دوم رو کاملا هجومی و طوفانی شروع کرد و به قول مقاله سایت گل نشون داد که واسه برد پا به این بازی گذاشته! چندتا حمله رو ترتیب دادن که با دفاع خوب بارسا,واکنش های خوب والدس و البته کمک یار دوازده ام بارسا یعنی کریس رونالدو کار به جایی نبرد! رونالدویی که شاید بهترین توصیف درباره اون این پاراگراف از مقاله سایت گل بود: "از همه جالبتر کاندیدای بهترین بازیکن سال بود که بیشتر شبیه به یکی از کارکتر های فیلمهای صامت کمدی کلاسیک بود او مانند شبحی سرگردان در زمین فقط راه میرفت، دو موقعیت مسلم یکی در نیمه اول با پا و دیگری در نیمه دوم با سر را از دست داد توپهایی که میتوانست سرنوشت بازی را برای یارانش عوض کند ،یکبار دیگر نشان داد مرد بازیهای بزرگ نیست." اما گل ژاوی که با چاشنی شانس به ثمر رسید دقیقا کار آب یخ رو کرد و همه چیز رو عوض کرد! بارسا ریتم بازی همیشگی اش رو گرفت و گل سوم رو هم به ثمر رسوند! بازیکنای بارسا خودشونو پیدا کردن و رئال بازهم به همون تیم بازنده تبدیل شد! دنی آلوس روی یه حرکت قشنگ از ضعف شدید مارسلو استفاده کرد و فابرگاس هم عملا کار رئال رو تموم کرد! تلاش های بعدی رئال هم به جایی نرسید تا تنور بازی های لالیگا همچنان داغ داغ باقی بمونه! من که از الان دارم انتظار ال کلاسیکوی برگشت رو میکشم! - و اما در آخر! این غیرتی که بارسا به خرج داد واقعا به دلم نشست! خیلی حرفای قشنگی توی مطلبی که تو ادامه مطلب گذاشتم هست! از دست ندید! واقعا قشنگه.... واقعا پیروزی ارزشمندی بود! و خیلی شیرین! حیف شد که اینیستا نتونست پاس گل بده یا گل بزنه و یا گل بسازه! حرکتاش خارق العاده بود! - والدس:به جز اشتباه ثانیه 30 و چندتا سردرگمی دیگه توی بقیه بازی خوب بود و واکنش های خوبش مثل توپی که از کاکا گرفت اون اشتباها رو جبران کرد! پیکه:توی دفاع عالی بود و توی شروع حرکات هجومی و بازی سازی هم مفید واقع شد! با اینکه هنوز به شرایط آرمانی نرسیده با پویول توی دفاع عالی بودن! پویول:کاپیتان و نماد غیرت بارسا با استفاده از تجربه اش و غیرت مثال زدنی اش واقعا خوب بود نمونه اش هم وقتی بود که بعد از دفع دوتا توپ با بدنش مقابل توپ بنزما وایساد! آبیدال:مقابل دی ماریا کار سختی رو داشت اما به جز چندتا اشتباه کوچیک خوب بود! بوسکتس:چه توی نقش هافبک دفاعی و چه تو مرکز دفاع خوب کار کرد! مثل همیشه زیاد به چشم نیومد اما مثل همیشه کلیدی بود! آلوس:بازیکنای مقابلش نقش هویج رو بازی میکردن و آلوس هم به خوبی از این فرصت استفاده کرد و چندتا حرکت خوب که یکی اش به گل سوم بارسا ختم شد رو انجام داد! اینیستا:توی نیمه اول و مخصوصا 30 دقیقه ابتدایی زیاد اسمش رو نشنیدیم! اما نمایش خارق العاده و دیدنی اش توی نیمه دوم اینیستا رو به یکی از بهترین های بازی تبدیل کرد! ژاوی:فکر نکنم چیزی لازم باشه بگم! فقط اینکه هروقت بازی بارسا گره میخورد کافی بود توپ پاهای ژاوی رو لمس کنه تا همه چیز روند خوب خودش رو بگیره! فابرگاس:شاید زیاد فروغی نداشت مخصوصا توی نیمه اول اما گل سوم اش نقش مهمی توی تثبیت برد بارسا داشت! مسی:نابغه آرژانتینی تحت فشار پرس رئال یه کم اذیت شد اما بهتره این جمله ی کلیشه ای رو بکار ببرم که مسی مسیه! خنثی شدنی نیست! گل اول روی خلاقیت مسی به ثمر رسید! الکسیس:سورپرایز پپ واقعا خوب کار کرد و یکی از بهترین ها بود! مخصوصا گل اولش رو از جایی زد که نشون دهنده ی کیفیت بالای بازیش بود! - چقدر حرف زدم! مرسی از اینکه تا اینجا باهام بودید! بازم برد رو بهتون تبریک!میگم! هوریااااااااااااا......... فقط یه چیزی! به نظرتون بهترین و بدترین بازیکن میدان کی بود؟


روزنامه سپوردپورته اسپانیا نوشته بود دو مهاجم بارسلونا با هم مشکل دارند و مسی به سرعت این خبر را تکذیب کرد.
گواردیولا هم در نشست خبری پیش از بازی با اتلتیک بیلبائو گفت که این شایعه صحت ندارد: «محال است بتوان با داوید دعوا کرد! هم او و هم لیو انسانهای خوبی هستند. او در میدان و در زندگی شخصی بسیار ازخودگذشتگی میکند و غیرممکن است بتوان با داوید مشکل داشت. لیو به روشنی صحبت کرده، داوید هم به روشنی حرف زده و نباید شایعات را پذیرفت.»
خبرنگاران از او درباره رابطه نهچندان خوبش با زلاتان ایبراهیموویچ، مهاجم سابق بارسلونا پرسیدند. او قرار است تا دو هفته آینده زندگینامه بسیار جنجالیاش را چاپ کند که در آن جزئیات مشکلاتش با گواردیولا را نوشته است.
مربی بارسا میگوید: «حرفی برای گفتن ندارم. من تنها برای آن سالی که در کنار ما بود و با او به رکورد 99 امتیاز در لالیگا رسیدیم از او متشکرم. او بازی کرد و ثابت کرد چه کیفیتی دارد و به ما کمک کرد به نیمهنهایی لیگ قهرمانان برسیم. همین و بس.»
گواردیولا درباره حریف یکشنبه گفت: «آنها تیمی هستند که اجازه نفس کشیدن به شما نمیدهند. آنها بسیار تهاجمی هستند و در دفاع سختگیرند. ما عالی بازی خواهیم کرد تا شکستشان دهیم. دیداری رویایی پیش رو است چون هر دو تیم تلاش میکنند حمله کنند. ما از دقیقه 1 تا دقیقه 90 به دروازه آنها حمله میبریم. ما باید سریعتر از همیشه با توپ کار کنیم. تنها راه پیروزی این است که از آنها شجاعتر باشیم.»
مربی کاتالانها نشست را با ستایش از مارسلو بیلسا، مربی بیلبائو به پایان برد: «در آرژانتین میهمانش بودم. از مهماننوازی او متشکرم. او با من و دوستم عالی برخورد کرد. ما درباره فوتبال صحبت کردیم. او را بسیار میستایم و خوشاقبالم که یکشنبه با او رودررو میشوم. منتظر دیدار دوباره با او هستم.»دسته بیل , اینیستادسته بیل

























(((((((((به کوری چشم هوادارای رئال اینم 400 تا نظر )))))))) یاد اون لحظه ای می افتم که داداشی احسان خوبم این نظر رو داد و اون رکورد رو توی نظرات به جا گذاشت! یاد روزی می افتم که برای اولین بار احسان داشت به وبلاگ بچه ها نظر میداد! یاد اون موقع می افتم که خستگی ناپذیر و با روحیه اون 400 تا نظر رو تایید میکردم! یاد موقعی که باهم اون وبلاگ گروهی رو ساختیم! یاد موقعی که همه احسان رو به عنوان مدیر وبلاگ انتخاب کردیم! یاد وقتی که با بودنش چقدر روزای خوبی داشتیم و قدر ندونستیم! و حالا وبلاگی که در نبود احسان آپ میشه اما هیچکدوم از آپ هاش روح نداره! میشه یه سکوت عجیب رو توی وبلاگ دید! وبلاگی که هرروز یه آشوب جدید رو به خودش میبینه! شاید این آرامش نسبی که چندروزی اونجا حاکمه هم با یاد احسانه! نمیخوام مثل مرده پرست ها باشم! تا یکی مرد بشم صمیمی ترین رفیق اش! اما میخوام از همینجا بهت بگم داداشی... تو نبودت مطمئن باش villa4ever دیگه اون وب قبلی نیست! احساس میکنم یه غبار روی این وب رو گرفته! منم میرم... حداقل تا یه چندوقتی نمیتونم پا توی این وب بزارم! یه نحسی آزار دهنده توی وبه! وقتی میام احساس سردی میکنم! بالاخره یه روز دوباره این وب آپ میشه! اون روز شاید فردا باشه! شاید یه هفته دیگه! شایدم... نمیدونم! فقط میدونم که فعلا تو دوکسی ها آپ میکنم! شاید وجود بقیه دوستا بتونه بازم بهم روحیه بده! این مطلب ثابت میمونه! نمیدونم تا کی! داداشی بدون تا همیشه به یادت میمونم! یعنی بهتره کلمه "تا" رو بکار نبرم! ولی این وبلاگ هیچوقت نمیتونه خاطره 400 تا نظر و احسان رو از یاد ببره...
هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...









































































سلام دوکسی های گلم! خوفین؟ خب خدارو شکر! دیشب بازی رو دیدین؟ بارسا مساوی کرد :-( ولی اشکال نداره! یه بازی دیگه داریم و البته این تازه مرحله گروهیه! میلان هم همش دوتا موقعیت داشت! دلم واسه پپ جوووون سوخت! یه غمی تو چهره اش بود موقع مصاحبه! بهتره نیمه ی پر لیوان رو یعنی گل زدن داویدی جونم رو ببینیم! خداییش با اون ضربه ایستگاهی ای که زد منو یاد داوید ویای والنسیا انداخت! چندتا گل همینطوری اونجا زده بود! villa maravilla ببخشید اگه دیر به دیر میام! الان هم به زور اومدم نت! هرچند آپم کاملا به درد نخور بود ولی گفتم باشم!
همونطور که قول داده بودم امروز اومدم تا یه آپ درست و حسابی بکنم! دیگه زیادی حرف نمیزنم! این شما و این آپ: - اول چندتا عکس از داویدی خودمممممم! قدیمی ولی دوست داشتنی! عسیسم! یه نقاشی خوشمل! چه مظلومانه نگاه میکنه! - - اینا دقیقا دارن چکار میکنن؟ موش های آب کشیده رو... داوید از چند زاویه واقعا موهاش تو این دوتا عکس خواستنی شده! - :-) اینم هدیه این آپ! بوس از طرف داویدی: ادامه مطلب رو فراموش نکنید! کلی عکس جالب از همه!













آخرین پست ها